لهجه های زبان کردی و دلایل تعدد آن

موضوع:زبان کوردی

نوشته : دکتر فواد محمد خورشید

ترجمه : دکتر سعید خضری و جعفر خضری

 

 

 

همان گونه که تعدادی از جهانگردان  و شرق شناسان در مورد ارزیابی اصالت حقیقی زبان کردی و پیوند این زبان با زبان فارسی سردرگم و دچاراشتباه شده اند و نتوانسته اند به درستی بفهمند که ارتباط لهجه های این زبان با یکدیگر تا چه اندازه و چگونه است . این امر مهم سبب شده است تا عقیده ی آنها در ارتباط با تقسیم و دسته بندی دیالکت (لهجه)های زبان کردی با یکدیگر اختلاف داشته باشد و به دین گونه نظرات متفاوت و گوناوگونی در این مورد ارائه شده است (۱).

 اختلاف مستشرقین در ارتباط با تاروپود دو لهجه ی اصیل و دیرینه ی زبان کردی است که ذیلا ذکر می شود:

 الف) لهجه ی کرمانجی جنوبی (که در تقسیمات گذشته از آن تحت عنوان لهجه ی لری یاد شده است ) (۲).

 ب)لهجه ی گوران تعدادی از مستشرقین این دو لهجه را از ردیف لهجه های دیگر زبان کوردی سوا دانسته و آنها را کردی نمی پندارند. عدهای حتی پا به فراتر نهاده و بر این اعتقاد هستند که این دو لهجه از لهجه های زبان فارسی هستند(۳). پس لازم است جواب مستند به این اشتباه فاحش داده شود . به نظر می رسد ارئه دهنده گان چنین نظراتی از منظر و دید حاکمان ایران به این دو لهجه نگریسته اند و با هدف سیاسی مشخص و آشکاری عمدا این نظرات را بیان می کنند به خصوص در مورد ماهیت وابستگی لهجه ی کرمانجی جنوبی (لری)و کورد هایی که  با این  لهجه گفتگو می کنند این مساله آشکار است . تعجب از آنجا است که تعدادی از نویسندگان کورد هم بدین بیراهه  رفته و به صورتی گمراه شده اند که نا خواسته در مسیر اهداف سیاسی و نژاد پرستانه … گام بر داشته اند (۴).

 

حاکمان ایرانی بدان جهت بدین صورت به این لهجه ی زبان کوردی و کوردهایی که با این لهجه گفتگو می کنند ، نگریسته اند تا آنان را بخشی از ملت فارس قلمداد کنند، و هدف آن است که از این راه چارچوب و نشانه های تمدن آشکار و نمایان این ملت زیر سوال برده شود و آنها را در خود حل کنند و با زور ملیت فارسی را بر آنها تحمیل کنند.

 

در راستای نیل به اهداف برای اجرای این طرح و استراتژی حتی از گمراه کردن کوردهای که با دیالیکت کرمانجی جنوبی گفتگومی کنند نیز دریغ نکرده و این امر را آغاز کرده اند.

 

به شیوه ای بدان کار ناروا دست یازیده اند که بتوانند دیگر کوردهای ایران را هم تحت فشار قرار دهند /

 

به دلایلی حکام بهانه هایی به دست آورده ند که از این طریق به مقاصد خویش برسند که می توان علل زیر را در این زمینه ذکر کرد:

 

۱-قسمت جنوبی کوردستان ایران <<یعنی منطقه ی لرستان>>(5).عمدا و از تمامی جهات و لحاظ به بوته فراموشی سپرده شده است .بالاخص از لحاظ فرهنگی ، آموزشی و اقتصادی کمتر مورد توجه قررار گرفته است .

 

۲- منطقه ی دور افتاده ای می باشد که از تب و تاب جریانات روشنفکری و سیاسی و مراکز و بخش های کوردستان به دور است و تا سال ۱۹۳۰ هیچ گونه ارتباطی و حمل و نقل جدیدی در آنجا وجود نداشته است (۶).

 

۳- کوردهای این منطقه هم خود آنقدر به این مساله اهمیت نداده اند تا با زبانی که بدان گفتگومی کنند خواندن و نوشتن را یاد بگیرند و هم چنین بقیه ی فرزندان ملت کورد هم در این مورد به آنها کم توجهی کرده اند .

 

در این منطقه آموزش و پرورش به زبان فارسی است و بچه ها با این زبان تعلیم دیده اند و نگارش به این لهجه ی زبان کوردی نیز فراموش شده و این امر هم سب شده تا فرهنگ زبان فارسی بدان جا بیشتر رسوخ کند و تاثیر بیشتر زبانی خود را استوارسازد و جریان روشنفکری و فرهنگی کوردی در آنجا ضعیف شود و این منطقه به ناچار عقب مانده نگه داشته شود . بدین صورت لهجه ی لری نامی مستقل از زبان کوردی را به دنبال خود یدک می کشد.

 

۴- مردم این منطقه ی کوردستان عموما شیعه مذ هب هستند و فرمان روایان و حاکام هم برای نیل به اهداف سیاسی و مذهبی و در راستای تضعیف ملیت و احساس ملی گرایی در این منطقه از فرصت استفاده کرده و سلاح مذهبی را به کار بسته و در این راستا آنان را به سوی ملیت فارس کشانده اند.

 

۵- جنبش های ملی گرایی نیز در این مورد بی توجهی کرده و در صدد نبوده اند تا نفوذ قدرت خود را در این منطقه کوردستان برسانند و این امر هم سبب شده راه هموارو آسان شود تا میان احساس ملی و حقیقی ساکنین این بخش کوردستان ، احساس مذهی تقویت شود که قطعا وجود نظام مذهبی موجب تقویت این قضیه شده که در بند چهارم توضیح داده شده است.

 

۶- گذشته از این هر وقت که کوردهای این منطقه فرصت مناسبی را بدست آورده اند(هر چند که این گونه فرصت ها خیلی کم بوده اند )تا احساس ملی خود را ابراز دارند و یا این که برای این هدف فرصت کمی برایشان ایجاد شده باشد ، حکمرانان این امررا بهانه ای برای توجیه رفتار بی رحمانه برای قتل عام ساکنین قرار داده و به مسدود کردن راه های ورود آذوقه و قدغن کردن امر بازرگانی و آواره کردن و در به در نمودن عشایراز زمین های اجدادی خودشان ، پرداخته اند :آنها این رفتار های ناشایست را در تمامی دوران ها بدان جهت انجام داده اندتا ملت کورد را ریشه کن کرده و اگر هم نتوانسته اند این امر را انجام دهند آنها را به نحو ی در خود حل کرده و نام نانشانشانرا بر چیده اند (۷).

 

دلایل مذکور و چند دلیل دیگر که کارشناسان امر از آن آگاهی دارند حکام را به این عقیده رسانده که می توانند این قسمت و بخش بزرگی از ملت کورد را قبل ازملیت های دیگر ایرانی با سهولت و به آسانی در خود حل کنند .برای رسیدن به این هدف قلم به دستان اخیر را به جان حقایق تاریخی این منطقه انداخته اند . آنها دست به وارونه قلمداد نمودن این حقایق زده اند .ولی این امر مهم را از یاد برده اند که طرح ادغام ملی و امحائ مظاهر تمدن یک ملت و دخالت در بر هم زدن زبان هیچ سودی در برابر حقایق مسلم تاریخی به بار نمی آورد چرا که مظاهرمربوطه در منطقه ریشه دوانیده اند .

 

در سال ۱۵۹۶ قبل از آن که احساس ملی و ناسیونالیستی در میان فرزندان این ملت چشم گیر باشد و یا اعتقادات ملی کوردها بر سر زبان ها بیفتد ، از دیالکت <<کرمانجی جنوبی>>یعنی  لهجه ی <<لری>>به عنوان یکی از لهجه های کوردی نام برده شده و نویسنده ی شرف نامه (۸) را از نظر این است . یعنی شرفخان بدلیسی بدون هیچ گونه چشم داشت و اهداف سیاسی و به دور از تعصب ملی لهجه های زبان کوردی را دقیقا و به طور علمی مشخص نموده و محدوده و مرز مناطق آنها را یاد آورشده است .علاوه بر وی <وواسیلی نیکیتین>> هم این دیالکت (لهجه) را به زبان کوردی نسبت می دهد(۹).

 

شرفنامه هیچ گونه شک و تردیدی را در مورد ماهیت کوردی بودن لهجه ی گوران باقی نگذاشته است . ادموندز و توفیق وهبی هم بر این اعتقاد هستند و آن را کوردی می شمارند (۱۰).

 

گذشته ازاین امر کسانی هم که بدین لهجه گفتگو می کنند آشکارا می دانند که کورد هستند و خود را فرزندان این ملت به حساب می آورند.

 

تعدد لهجه های زبان کوردی که در واقع سبب غنای این زبان شده اند را نباید به هیچ وجه بهانه ای جهت ایجاد شک در مورد اصالت این زبان <<کوردی>> دانست.

 

چنین تعدد لهجه ای نمی تواند حتی ذره ای از استقلال این زبان بکاهد زیرا این زبان خاص بوده و از همه ی زبان های هم جوارش مستقل است.زبان شناسان و نویسندگانی که درباره ی زبان کوردی بحث کرده ند:آن را بر اساس دیالکت هایش دسته بندی کرده سپس آن را به به چند لهجه ی محلی تقسیم نموده اند ولی اکثر آنها در مورد تعداد لهجه ها به اتفاق نظر نرسیده اند(۳۲).

 

پیش تر برخی از دلایل متفق نبودن نظر آنها را در مورد دیالکت های <<کرمانجی جنوبی>> و لهجه ی <وگوران>>توضیح دادیم.

 

به دلیل آنکه زبان کوردی دارای لهجه های متعددی است بعضی از آنها را به این اعتقاد رسانده که این زبان مجموعه ای از لهجه های محلی است که از منطقه ای دیگر اختلاف دارد و به عبارتی از دره ای تا دره ای دیگر متفاوت می باشد.

 

اما <<میجر نویل >>در رد این نظر گفته است :

 

خیلی اوقات ، این سخن که زبان کوردی تنها لهجه ای است که از دره ای به دره ای دیگر با هم اختلاف دارد ، بر زبان رانده شده است.حقیقت امر این است که لهجه ی جنوب شرقی کردستان <<بابان>> با لهجه ی کرمانجی کمی اختلاف دارد ولی این امر که این اختلاف جزیی، اختلاف دامنه داری شمرده شود، و تحت عنوان تفاوت زبانی قلمداد شود اشتباه میباشد . چند نفر بوتانی ، دیاربکری و هکاری مرا همراهی میکردند که همه  آنها به سهولت سخنان همدیگر را میفهمیدند و حتی دور افتاده ترین منطقه  غربی کوردستان را نیز درک میکردند . و تنها لازم بود تا چند هفته در آنجا ساکن شوند تا بتوانند آن را به طور فصیح و همانند لهجه ی مادریشان یاد بگیرند و با آن گفتگو نمایند. اختلاف جزئی هم که وجود دارد ، مربوط به تغییر صوت و شیوه تلفظ حروف است که این امر در زبانهای دیگر نیز عادی است .

 

از گفتگوی بین آنها فهمیدم که کلمه ” دایک = مادر ” را با عنوان های زیر به کار میبردند . دای / دا / دایک و دی (( di / dy/ da/dyk)) این اختلاف هم بی گمان برای فردی بیگانه که به این زبان آشنا نباشد ایجاد شک و تردید میکند . فرد خارجی وقتی که با نقش و کارکرد واژه ها و موارد دستوری لغاتی که بسیار کاربرد دارند مواجه میشود / آن وقت بیشتر به این عقیده تاکید میورزد که این دیالکت ها متفاوت هستند . برای نمونه کلمه  ” ئێستا “یعنی الان / در سلیمانیه به شیوه  ئێستا (aista) ودر هکاری نها (nha) است و در غرب کوردستان ئه نگوه (angoh) استعمال میشود و همچنین به چند شیوه دیگر  نیز به کار برده میشود مانند / ئه نیکه (aneka)  - هه نوسکه (hanuska) – نیکه (nika) به همین دلیل هر کسی یکی از لهجه های محلی کوردستان به خوبی یاد بگیرد میتواند لهجه های دیگر را به  خوبی بفهمد. تنها لیستی از کلمات میان لهجه های کوردی متفاوت است (۱۱).

 

هر چند اختلاف کمی در میان لهجه های مناطق مختلف کوردستان موجود میباشد ولی نشانه های اصالت زبان  کوردی  در آنها آشکار است و همه آنها را عموما در بر میگیرد. در مورد لهجه های اصلی زبان کوردی تقسیم بندی زیر از تمام تسیم بندی های دیگر بهتر و مفیدتر به نظر میرسد که با تمامی حقایق زبان شناسی هماهنگ است و با موقعیت جغرافیایی هم مطابقت دارد .

 

نقشه شماره یک

 

۱-     لهجه های کرمانجی شمالی

 

۲-      لهجه های کرمانجی مرکزی (میانه )

 

۳-     لهجه های کرمانجی جنوبی

 

۴-     لهجه گوران

 

هر کدام از این لهجه ها به چند دیالیکت محلی و منطقه ای دیگر تقسیم میشوند که عموما شبیه هم میباشند ( نقشه شماره ۲) گذشته از اختلاف جزئی بعضی کلمات و اصلاحات و حروف و تاثیر جزئی لهجه های مجاور هیچ اختلافی با هم ندارند و به طور طبیعی دارای شرایط زبان یکسان هستند .

 

کرمانجی شمالی : بایزیدی / هکاری / بوتانی / شمدینانی / بادینانی/ لهجه های غربی

 

کرمانجی میانه : موکری / سورانی/ اردلانی /سلیمانیه ای / گرمیانی

 

کرمانجی جنوبی : لری اصیل / بختیاری / کوهگلویه ای / لکی / کلهری

 

گوران : گوران اصیل / هورامانی(اورامی) / باجلانی / زازایی

 

 

 

دلایل تعدد لهجه های زبان کردی :

 

دلایل تعدد دیالکت های زبان کوردی فراونند ، میتوان دو دلیل اصلی این تعدد را که از بدو پیدایش زبان کوردی آن را به لهجه های مختلفی تقسیم کرده  است را نام برد که عبارتند از :

 

۱-     دلیل جغرافیایی:

 

موقعیت جغرافیایی کوردستان و وضعیت طبیعی و خدادادی کوهستانی این سرزمین و دارا بودنئ پیچ و خم و کوه و دره های فراوان و پرتگاه های  خطرناک و نبود راه های  مناسب و واقع شدن سراشیبی های بی شمار در آن ، وجود رودخانه های خروشان در این خطه و سرمای شدید و بارش های برف و باران زمستانی در این منطقه اکثر ایلها و عشایر کورد را از هم جدا کرده و پیوند و ارتباط آنها را با همدیگر کاهش داده است .در گذشته ساکنین کوردستان  با هم دیگر ارتباط و هماهنگی نداشته اند چه رسد به این که از عقاید ، آرا و فرهنگ یکدیگر مطلع و متاثر شوند و آنها با هم تبادل فرهنگی داشته باشند .پس این گونه پراکندگی ها و فقدان ارتباط آنها با همدیگر و در انزوا بودن مردم به تدریج سبب ریشه دوانیدن این گونه اختلاف ها میان لهجه های گوناگون مناطق مختلف شده است .به تعبیری روشنتر می توان گفت  که این پراکندگی و وضعیت جغرافیایی گوناوگون در ازدیاد و تعدد و اختلاف لهجه های این زبان تاثیر به سزایی داشته و نقش موثر آن آشکار و نمایان است.

 

تنها سودی که به دلیل وجود وضعیت جغرافیایی و انزوای این زبان عاید شده این است که زبان کوردی را در برابر نفوذ وتاثیر زبان های بیگانه حفظ نموده و چنین وضعیت جغرافیایی از نفوذ آنها جلوگیری کرده است (۱۲).

 

بدین جهت زبان کردی همچنان دست نخورده باقی مانده و اصالت خود را از دست نداده و یکی از زبان های دیرینه ی خاورمیانه است که تا به امروز هم کلمات و جمله های آریایی دیرین را در آن می بینیم .کورد ها همه روزه چنین جملاتی را به کار می برند در حالی که زبانهای دیگر مدت مدیدی است که از آن کلمات و جملات بی بهره شده اند (۱۳).

 

نوئیل معتقد است که پراکندگی ایل های کورد و جدایی آنها و به وجود نیامدن ادبیات مشترک و تاثیر عمومی که به دنبال خود داشته است ، سبب شده که زبان کوردی معاصر به چند لهجه تقسیم شود که هر کدام از آنها خصوصیت ویژه ی خود را دارا باشد ولی گذشته از این امر می توانیم بگوییم که همگی آنها از یک زبان  و از یک منبع سر چشمه گرفته اند (۱۴).

 

 

 

۲-دلیل سیاسی :

 

کوردستان تا به امروز وحدت و اتحاد سیاسی آنچنانی نداشته که تمامی آن سرزمین و همه مناطق را فرا گرفته باشد ، بی گمان این تقسیم و جدایی سرزمین کوردستان باعث شده فرهنگ وادب  مشترک و فراگیر ایجاد نشود.

 

هر چند که چند دولت و امیر نشین مستقل و نیمه مستقل ، به خصوص در دوران اسلامی در کوردستان تاسیس شدند ولی این امر هم نتوانست که زبانی یکسان و واحد کوردی را به وجود بیاورد و علاوه بر آن سبب شده است که بیشتر این لهجه ها را از هم جدا کند ، زیرا که امیر نشینان که گاهگاهی در مناطق مختلف کوردستان پا به عرصه وجود نهاده اند ،هر کدام بیشتر به لهجه ی گفتگوی محلی خودشان اهمیت داده اند.

 

نه تنها این که در میان لهجه های اصلی زبان کوردی مرز مشخص و جداکننده ای وجود ندارد بلکه در بین دیالکت های محلی هم چنین مرزبندی هایی موجود نیست .نه تنها چنین تمایز هایی وجود ندارد بلکه تمامی این لهجه ها با همدیگر وج اشتراک دارند و در بین آنها اختلاف اساسی مشخص و واقعی احساس نمی شود.اگر کسی از میان آنها با لهجه ی مشخص به منطقه ای با لهجه ای دیگری برود در آن جا تغییر محسوس و آشکاری را نمی بیند ، زیرا که این تغییرات در میان این لهجه ها تدریجی بوده و به صورت ناگهانی نیست.

 

برای نمونه اگر کسی بخواهد از آن سوی منطقه ی لهجه ی سوران به سوی آن طرف منطقه ی لهجه و دیالیکت مکری برود تغییری در لهجه احساس نمی کند هر چند اولی در اربیل (هولیر)و دومی در مهاباد رایج است و هر دو در آخرین سر حد این دو لهجه قرار دارند . اگر کسی از هولیر راه بیافتد و از طریق شقلاوه و رواندوز و حاجی اومران و پیرانشهر و نقده و میاندوآب خود را به مهاباد برساند ، اصلا احساس تغییر زبان در این مناطق به وی دست نمی دهد .هم چنین اگر کسی از محدوده ی منطقه ی جغرافیایی لهجه ی کرمانجی شمالی به  محدوده و منطقه ی جغرافیایی کرمانجی مرکزی روی آورد تا وقتی که به مقصد تعیین شده خودش می رسد مرز و تغییر آنچنانی را در میان لهجه ها احساس نمی کند.ولی باسیلی نیکیتین با ذکر چند علایم آدمی را بر این باور وا می دارد که تصور کند لهجه ی شمدینانی دیالکت بی چون و چرای کرمانجی شمالی نبوده و منطقه ی گذرا بین لهجه ی کرمانجی شمالی و جنوبی است .زیراکه در لهجه ی شمدینانی حروف<<ژ= zhe  ۱۵ و له=la  ۱۶  << به کار برده نمی شود.

 

به همین ترتیب لاگر کسی از سلیمانیه حرکت و از پینجوین و مریوان گذشته تا به سنندج برسد تغییر محسوسی را مابین دو لهجه ی سلیمانی و اردلانی نمی بیند هر چند اولی در سلیمانیه و دیگری در سنندج و آن سوی این لهجه بدان ها تکلم می شود.

 

هم چنین کسی که از کرمانشه راه بیافتد ودر ایلام و خرم آباد بگذرد تا به شهر کورد میرسد در میان لهجه های محلی این مناطق <<کرمنجی جنوبی>>هیچ گونه تخییر زبان شناسی خاصی احساس نمی کند و مابین آنها اختلاف فاحشی نمی بیند.

 

زیر نویس ها :

 

۱-     در اینجا برای نمونه باسیل نیکتین را زکر میکنیم . به این نکته دقت کنید نیکتین چگونه لهجه های کوردی و تقسیمات جغرافیایی آن را اشتباه مورد بحث قرار میدهد وی معتقد است زبان کوردی عبارت است از لهجه های زیر :

 

الف – لری (لۆری)  ب – کلهری (که لهۆری) ”بخشهای کرمانشاه و اورامان ج – سورانی (سۆرانی) “سلیمانیه ای و راوندزی ، اشنویه ای و سابلاخی د-گوران(گۆران) “لهجه مردم آگری ، آمیدی ، دیاربکر ،بدلیس و بایزید)

 

نگاه کنید به

 

Nikitine,basile.(Kurdish stories from my collectin),b.s.o.s , vo1 ,iv , 1926-28 , p.121.

 

مارتین ماتینوس هم در تحقیق برای اطرافیانش دچار این اشتباه شده است و به دین صورت زبان کوردی را طبقه بندی میکند

 

الف – دیالکت شمال و شمال غربی ” کرمانجی “است.

 

ب – دیالکت جنوبی که سورانی است

 

ج – دیالکت های جنوب شرقی ” سنندجی ، کرماشانی و لکی “

 

توفیق وهبی هم بدین صوررت زبان کوردی را تقسیم بندی میکند

 

الف – کرمانجی شمالی

 

ب- کرمانجی جنوبی

 

ج- کرماشانی

 

۲-    سون نیز همان تقسیم بندی را تکرار کرده است

 

Top of Form